كمينه ؛ شاعر و هجونويس تركمن

كمينه ؛ شاعر و هجونويس تركمن

رحيم كاكايي

ادبيات به معني محدود کلمه، ساخت و چشم انداز ويژه ى هنر است که در آن سيمایهنری به دست واژه ها ساخته می شوند . يا به مفهوم ديگر، ادبيات شکلی از هنر و يکی از ساخت های شعور اجتماعي است که هستي اجتماعي را بازتاب می دهد و مانند شكلي از هنر، نتايج تفکر پر استعاره را تحکيم بخشيده و به سيمای هنری پديده های عينی زندگی می پردازد. ادبيات برعکس ديگر هنرها چون بيان سخن است، از اين رو آن را به فلسفه و علومي که با قوه ى بيان سروکار دارند، نزديک مي کند.

زبان ادبي به مثابه ى ابزار معاشرت و پيوند مردم ، به گونه ای تنگاتنگ با شکل گيری و تکامل ادبيات مربوط است. مشخص است که زبان ادبيات در پروسه ى شکل گيری و اعتلاى ژانرهای مختلف خودِ ادبيات رشد و تکامل می يابد. چنين به هم پيوستگی زبان و ادبيات، قانون مندانه است و به کارکرد اجتماعي زبان از يک سو و نقش ادبيات دربودِ اجتماعی مردم از سوی ديگر مشروط می شود.

همان گونه که رمان و تکامل « رمان » در هر ادبيات ملی ،نشانگر پيروزی انکار ناپذير آن در ادبيات خواهد بود، طنز اجتماعی نيز به مثابه ى بخشی از اين ادبيات ، نشانگر تکامل هنر سخن سرايی است.
ادبيات ملي درست به اين دليل زاده می شود که برای برآوردن نيازهای نوين معنوی مردم ضروری است و شرافت مندانه رسالت کشف هنری را به انجام می رساند، به لحاظ استتيک آن را تقويت و به لحاظ فلسفی، ماهيت دگرگونی های بزرگ اجتماعی را عنوان مى كند و همچنين به همراه آن تحول زايی خودِ انسان را که در زندگی رخ می دهد، بيان می دارد. زايش طنز منظوم و اجتماعی در ادبيات ملی ، نشانگر مهم ترين دوران رشد و بلوغ و پختگیتدريجی آن، دستيابی آن به تکامل انديشه ای ‌‌هنری و به مثابه ى ظرفيت بزرگ هنری آن است.
” کمينه ” ، شاعر و هجونويس بزرگ ترکمن در وحشتگاه بيداد خان ها و شاهان در سال ۱۷۷۰ ميلادی در خانواده ى تنگ دست دهقانی زاده می شود. وی دوران جوانی خود را درمنطقه ى شهر” مرو ” طی می کند و سپس در يکی از مدارس بخارا به تحصيل مشغول مى شود و بعدها برای تکميل دروس خود به” خيوه ” می رود. وى در سال ۱۸۴۰ در سن هفتاد سالگی هستی را بدرود می گويد. آثار شاعر را که در آن نشان از ذهن کارا و کاوشگر و حقيقت جوى وى وجود دارد، نمی توان جدا از عوامل عينی موجود در هستی جامعه و بينش هایبرخاسته از شرايط اقتصادی و اجتماعی زمانش دانست .

روندگی و دگرگونی های اجتماعی زندگی ، شتاب رشد اقتصادی ،اجتماعی و فرهنگیرا که در توازن با تکامل اقتصادی و فرهنگی ملت ها جهت گيرى شده است ، تعيين می کنند. از اين رو جهش ها و ديگرگونی ها در بودِ اجتماعی آسيای مرکزی ، جای باش و ماندگاهِ شاعرکمينه در دوره ى تاريخی در حال گذار، دارای اهميت بسياری برای تکامل فرهنگی است.ترکمن‌ها در اين روزگار دشوار گذر آسيب ها، رنج ها و ملامت ها که در آن آبی از خون دل نوشيده می شد، دربيمگاه رنگ ساييده و بی‌سامان خود در عصر تضاد‌های اجتماعی زندگى مى كردند . هستی ادبيات ترکمن ازتهييج فرهنگی بود که سرچشمه ى آن در درون اين خلق است. ترکمن‌ها به حوزه ى فرهنگی بزرگ ايرانی – ترکی آسيای مرکزی تعلق دارند.

بررسی روند پيدايش طنز منظوم در ادبيات ملی ترکمن، امکان کاوش بسياری از پرسمان هايي را که دارای اهميت تئوريکی هستند، می دهد. اين امر پيش از همه سبب خواهد شد تا واقع گرايی در ادبيات ملى تركمن شكل يافته و مطرح شود و اين خود موجب رشد و بالندگی طنز منظوم در ادبيات تركمنى خواهد شد . برای اين امر، بررسى چگونگى شكل گيرى سنن حماسى و ملى ، همكارى فولكلور ملى و ادبيات در مراحل گونا گون تكامل آنها ، شناختچگونگى همكارى ادبيات ملى با ادبيات غير ملى كه خود موجب تكامل ادبيات ملى نيز مى شود ، امرى بايسته است .

علم ادبيات به مثابه ى حربه ى مبارزات اجتماعی ، بيانگر اوضاع جامعه و مواضع نويسنده نسبت به اين امور است. مبارزه نقش تربيتی بزرگ ادبيات را در زندگی اجتماعی معين میکند. مواضع اجتماعی و سياسی نويسنده حتی در سيمای طبيعت نيز بيان می گردد. موضوع عينی ادبيات چيزی جز طرح خودويژگی انسان و رابطه ى همه جانبه ى او با جامعه و طبيعت نيست.

همه ى پديده های متنوع طبيعت و اجتماع ، همچنين رابطه ى مردم بااين پديده ها در ادبيات بازتاب می يابند. يکی از پارامترهاى تعيين کننده ى ادبيات که پيشرفت آن را مشخص می کند، پيوند ناگسستنی هنرمند با زندگی توده های مردم است. پيوند با مردم به هنرمند، خلاقيت بخشيده ،به تفكر هنرى او نير مى دمد.

كنه رسالت ادبی کمينه، خلاقيت نوين او در ساختِ طنز منظوم در حيطه ى ادبيات ترکمن و سخن سرای تهى دستان بودن است. آثارکمينه درعين سادگی خود ، دارای انتقادات شديد عليه نابرابری های اجتماعی است. وی می کوشد در اشعار و طنزهای خود رويدادهای واقعی زندگی مردم برگشته بخت جامعه ى خود را بازتاب دهد. انگاشت وی از بازتاب واقع گرايانه ى واقعيت زندگی غيرتاريخی و ضد تاريخی نيست. آثار و غزل های عاشقانه ی کمينه که عمرى بيش از يک سده درميان مردم ترکمن دارند در جمهوری ترکمنستان به زبان های مختلف ترجمه شده است. از غزل های عاشقانه ى اين شاعر می توان اشعار «ازاندوه تو» و «زلف تو» را نام برد.

از آثار اين شاعر گفتارسنج و استادِ بی همتای طنز ترکمن ، اپراهای مختلفی در جمهوری ترکمنستان شوروی سابق ساخته و اجرا گرديده است. ازجمله ى اين اپراها می توان به ساخته های ”و.موهادف” و ”شوپوشينيکف” به نام «کمينه و قاضی» و کمدی «کمينه» از ”ب. آمانف” اشاره کرد. کمينه شاعر و طنزپردازی فراخ بين، کاونده، جويای حقيقت و سازش ناپذير است ، کهمهم ترين بخش اجتماعی آثار او ستيز با مالکان فئودال ، افشای بيدادگری و جولان گری های خودکامان و فئودال های بدنهاد و بدنژاد زمانه ى خودِ او است. جانمايه ى اين بيدادگری ها راشاعر در آثار خود چون : «فقر» ،«تهی دست» و «قاضی من» کاملا بازتاب می دهد.

شاعر و طنزپرداز ما در برابر تفرقه اندازی و بدبينی ميان ملت ها که فرآورده ى گنديده ى جهان ستم و سياست ستمگران زمانه است، خواهان اتحاد مردم در برابر شاهان ايران، اميران بخارا و خان های خيوه است. کمينه خواستار آسمانی زيبا و بامگاهی آرام برای مردم است.وی طنزپردازی است گزيده سخن ، در جويش و پويش آفرينندگی و آگاه از محيط اجتماعی خود. او از کسانی نبود که واقعيت را با ترازبندی های کژانديشانه و واژگونه بيارايد و خوشبختی را برای مردم در ورای گور نويد دهد. شاعری با تجربه ى اجتماعی که چکامه هايش در ساختِ زندگیاجتماعی يافت مى شوند. زايش و پيدايشِ «آرمان های انسانی» کمينه نه با دستواره ىسحرآميز جادو، بلکه در هنر سخن سرايي او به مثابه ى اعتراض در برابر حقارت اجتماعی توده ها و در نبرد با جهان ستمگر و غيرانسانی است و با برندگی انکار ناپذيری برای برابری و عدالت و عليه بيداد سخن می راند.

در نوشتارهای کمينه ، بسياری از پيشامد ها و رخدادها يادآور لطايف ملی هستند و به سنن فولکلور ترکمن بر می گردند. از اين رو فرا گرد پژوهش عميق زندگی مردم در تکامل تاريخی آن از يک سو ، بهره مند شدن اسلوب هنری و بارز کمينه برای ترسيم حقيقی واقعيات از سوی ديگر نشانه ى تداوم روش واقع گرايی در ادبيات ترکمن است.

برای انديش وران و پژوهش گران روس سده ه ى نوزده ، کمينه نامی آشنا بود. ازجمله شاعر برجسته ی تاتار،”کايوم ناصری” ( ۱۹۰۲- ۱۸۲۵) که عضو انجمن باستان شناسی ،تاريخ و مردم شناسی دانشگاه” قازان” بود در نوشتار خود به نام « مقاله ى کوتاه تاريخی ادبيات خاور» درباره ى کمينه چنين می گويد: «… تمامی خاور مسلمان ، شاعر و فسانه گوی ، کمينه را می شناسد». ”نيکلای ايوانويچ آشمارين” (۳۳-۱۸۸۰ ۱۹) ، نويسنده ى روس و استاد ”تورکولوگ چواشيايی” در يکی از نوشته های خود با چنين سخنانی کمينه را معرفی می کند: «… و کمينه افشاگر پرشور بی عدالتی و جوينده ى حقيقت برای تهى دستان است». [ نسخ خطی بنياد انستيتوی علمی پژوهش زبان ، ادبيات ، تاريخ و اقتصاد چوواشيا ( شهر چبوک ساری ) ج . ۳۴۵ ، ص . ۸۲ .]

”ميخاييل يوگرافويچ سالتيکف شچدرين” هجونويس بزرگ روس که ارزش بسياری برایادبيات و چکامه سرايان ترکمن قايل بود ، در پاسخ به نامه ى همکار سابق خود ”آرته ميف” به تاريخ ۱۵ فوريه سال ۱۸۶۱ چنين می نويسد:

«… برای من شاعر، کمينه نيز به همان سان جالب به نظر می آيد…ما چيزهايی درباره ى «ليلی و مجنون» و «هزار و يک شب» شنيده ايم و همين. بر اساس نامه ى شما، کمينه ، شاعر مظلوم و توهين ديده ى مسلمان است. در اين صورت اين موضوع ، سه چندان جالب است [ بايگانی ايالتی شهر کالينين ، بنياد دفتر فرماندار شهر تور سال۱۸۶۱].

وظيفه ى واقعی کمينه مانند هر نويسنده ى واقعی در اين نبود که انسان يا پديده ى مشخصی را تصويرکند، بلکه در آن بود که در سيما و نمودگارهای خود ، شناخت و ارزش ژرف اين انسان را بيان دارد و تلاش می ورزيد که جهان زندگی انسانی يا چگونگی جهان درونیانسان يعنی تاثرات آن را بشکافد. کمينه ، بيان گر شکل گيری منطقی و تکامل ساخت ادبیدر شکل طنز منظوم ، در گستره ى ادبيات ترکمن است.

طنز اجتماعی و منظومِ در آثار کمينه دارای سبک بارز خود اوست و خصوصيات عينی برایداوری جامعه در آن وجود دارند. هنر سخن و گفتار ، اين است ؛ فراى وظيفه ى طنز اجتماعی که هجونويس بزرگ ما به راستی از پس آن بر آمده است. آثار کمينه کيفيت نوينی را در بلوغ ادبيات ترکمن آفريد و بر پيکر آن دمی نو دميد.

در حيطه ى ادبيات ، گسترش بيشتر عرصه ى کار طنز به غنی سازی شيوه ى هنری ، ژرفش روان شناختی ، بازتاب پيوند جزء وکل و به تکامل زبان ادبی کمک می کند. طنز اجتماعى و منظوم مى تواند ابزار مناسبى براى طرح مسايل و مشكلات و نيز پيشنهاد راه حل براى رفع آنها در قالب يك ايدئولوژى همراه با زيبايى شناسى باشد . اين مهم ، با تكامل سبك و اسلوب طنز در رشد و تكامل ادبيات ، مؤثر خواهد بود .

شاعر ستم ديده ”محمدولی کمينه” نويسنده ى آثاری چون: «تهى دست» و «قاضی من» به دو دليل معروف است : شاعر مردم شوربخت بودن و طنز منظوم اجتماعی خود . گوهر انديشه ى كمينه در بازيگاه تاريخى عصر خود ، نه خيالبافانه وبی بنياد بود و نه دادوستد با تاريخ . بلکه در بلندپايگی شرافت انسانی در ستيز با جنايت حاکمان مستبد زمان بود .

کمينه يکی از شاعران انسان گرا، عدالت خواه و فئودال ستيز و مخالف روحانيان وابسته به فئودال‌هاست. کمينه به جناح دمکراتيک ادبيات ترکمن تعلق دارد. از اين رو ارزش ماندگاری خود را برای آيندگان درگم بيشه ی تاريخی از دست نداده است.

منبع: یاپراق

Kommentera

E-postadressen publiceras inte. Obligatoriska fält är märkta *