Alla inlägg av admin

حاجی محمد ايری

حاجي محمد ايري ایری
۱۵ دی, ۱۳۹۳مشاهیر, مصاحبه
عناوين و مسئوليت ها:
– عضو خانه موسيقي ايران
– پژوهشگر و كارشناس در سازهاي بادي تركمني
– مدير فني آموزش حركت هاي موزون ( ذكر خنجر و آيئن پرخواني و …) در موسيقي فولكلور و
سنتي تركمن در استان گلستان
– عضو انجمن نمايش شهر بندرتركمن
ـ مسئول انجمن موسيقي شهرستان تركمن
ـ سرپرست گروه فولكلور ملانفس
– مدير اجرايي جشنواره هاي موسيقي در شهرستان بندرتركمن
فعاليت ها و اجرا ها
از سال ۱۳۵۷ ش فعاليت هنري را در زمينه موسيقي آغاز مي كند . در سال ۱۳۶۳ به طور حرفه اي
با گرايش به رشته سازهاي بادي همچون آكاردئون – قره ني – كلارنيت و ني تركمن ( هفت
بند ) زنبورك و انواع نی های تركمن ( ديللي تو يدوك و قوشماـ دوتار و كمانچه و خوانندگي) ادامه
مي دهد.از سال ۱۳۷۱ش در رشته تئاتر نيز به فعاليت مي پردازد . و در نوروز ۱۹۹۳ در فستيوال
هنري تركمنستان با اكران نمايشنامه مختومقلي نقش مختومقلي جوان را ايفاء مي كند
ـ شركت در جشن اسقلال كشور تركمنستان در سال های ۱۳۷۴
در سال ۱۳۷۶ در جشنواره موسيقي دهه انقلاب به عنوان احياءگر ني زبان دار –ديللي تويدوك
شناخته شده و مدال ويژه جشنواره را از آن خود مي كند.
۱۳۷۶ شركت و اجرا ي موسيقی در جشنواره هاي داخلي ذكر ذاكرين و جشنهاي انقلاب
شركت در جشنواره دفاع با گروه مقامچيلار بندرتركمن و عنوان گروه برگزيده در طي سال هاي
۱۳۷۸و۱۳۸۰ و ۱۳۸۲ و برنده گروه برتر با ۲۹ سكه طلا
سال ۱۳۷۹ – اجراي كنسرت در بسياري از شهرهاي تركمنستان منجمله مرو و عشق آباد .
سال ۱۳۸۱- شركت درجشن آيئني و سنتي اصفهان با گروه موسيقي ملانفس بندرتركمن
سال ۱۳۸۲- اعزام از سوي ايرانگردي و جهانگردي به كشور تركيه شركت در جشنواره تغذيه با
اجراي برنامه هاي فولكلوريك
۱۳۸۲ -شركت درجشنواره بين المللي آيئني و سنتي درتهران و اجراي تئاتر
سا ل ۱۳۸۳- شركت در هفته بزرگداشت مختومقلي در كشور تركمنستان و اجراي موسيقي تركمني
در سال ۱۳۸۴ از طرف ميراث فرهنگي و گردشگري طي سفر ۱۴ روزه به سراسر ایران به
اجراي موسيقي فولكلور و سنتي در شهر هاي ايران داشته است
ـ شركت در جشنواره هاي متعدد بين المللي در كشورهاي تركيه ـ قزاقستان و تركمنستان
ـ نويسندگي و كارگرداني و بازيگري بيش از ۵ نمايش
با عنوان تلاقي ـ وداع كركس ـ خاك وطن ـ دست بالا دست ـ خان جونيد ـ دمرول ديوانه ـ حاجي
غولاق ـ برباد رفته ـ مختومقلي
در رشته سينما
بازيگري در فيلم بلند داستاني آلما گل به كارگرداني فرشاد فرشته حكمت
فيلم كوتاه جهول به كارگرداني مهدي كيايي
فيلم كوتاه فرزند گينگ چاي به كارگرداني عليرضا مقدم

كمينه ؛ شاعر و هجونويس تركمن

كمينه ؛ شاعر و هجونويس تركمن

رحيم كاكايي

ادبيات به معني محدود کلمه، ساخت و چشم انداز ويژه ى هنر است که در آن سيمایهنری به دست واژه ها ساخته می شوند . يا به مفهوم ديگر، ادبيات شکلی از هنر و يکی از ساخت های شعور اجتماعي است که هستي اجتماعي را بازتاب می دهد و مانند شكلي از هنر، نتايج تفکر پر استعاره را تحکيم بخشيده و به سيمای هنری پديده های عينی زندگی می پردازد. ادبيات برعکس ديگر هنرها چون بيان سخن است، از اين رو آن را به فلسفه و علومي که با قوه ى بيان سروکار دارند، نزديک مي کند.

زبان ادبي به مثابه ى ابزار معاشرت و پيوند مردم ، به گونه ای تنگاتنگ با شکل گيری و تکامل ادبيات مربوط است. مشخص است که زبان ادبيات در پروسه ى شکل گيری و اعتلاى ژانرهای مختلف خودِ ادبيات رشد و تکامل می يابد. چنين به هم پيوستگی زبان و ادبيات، قانون مندانه است و به کارکرد اجتماعي زبان از يک سو و نقش ادبيات دربودِ اجتماعی مردم از سوی ديگر مشروط می شود.

همان گونه که رمان و تکامل « رمان » در هر ادبيات ملی ،نشانگر پيروزی انکار ناپذير آن در ادبيات خواهد بود، طنز اجتماعی نيز به مثابه ى بخشی از اين ادبيات ، نشانگر تکامل هنر سخن سرايی است.
ادبيات ملي درست به اين دليل زاده می شود که برای برآوردن نيازهای نوين معنوی مردم ضروری است و شرافت مندانه رسالت کشف هنری را به انجام می رساند، به لحاظ استتيک آن را تقويت و به لحاظ فلسفی، ماهيت دگرگونی های بزرگ اجتماعی را عنوان مى كند و همچنين به همراه آن تحول زايی خودِ انسان را که در زندگی رخ می دهد، بيان می دارد. زايش طنز منظوم و اجتماعی در ادبيات ملی ، نشانگر مهم ترين دوران رشد و بلوغ و پختگیتدريجی آن، دستيابی آن به تکامل انديشه ای ‌‌هنری و به مثابه ى ظرفيت بزرگ هنری آن است.
” کمينه ” ، شاعر و هجونويس بزرگ ترکمن در وحشتگاه بيداد خان ها و شاهان در سال ۱۷۷۰ ميلادی در خانواده ى تنگ دست دهقانی زاده می شود. وی دوران جوانی خود را درمنطقه ى شهر” مرو ” طی می کند و سپس در يکی از مدارس بخارا به تحصيل مشغول مى شود و بعدها برای تکميل دروس خود به” خيوه ” می رود. وى در سال ۱۸۴۰ در سن هفتاد سالگی هستی را بدرود می گويد. آثار شاعر را که در آن نشان از ذهن کارا و کاوشگر و حقيقت جوى وى وجود دارد، نمی توان جدا از عوامل عينی موجود در هستی جامعه و بينش هایبرخاسته از شرايط اقتصادی و اجتماعی زمانش دانست .

روندگی و دگرگونی های اجتماعی زندگی ، شتاب رشد اقتصادی ،اجتماعی و فرهنگیرا که در توازن با تکامل اقتصادی و فرهنگی ملت ها جهت گيرى شده است ، تعيين می کنند. از اين رو جهش ها و ديگرگونی ها در بودِ اجتماعی آسيای مرکزی ، جای باش و ماندگاهِ شاعرکمينه در دوره ى تاريخی در حال گذار، دارای اهميت بسياری برای تکامل فرهنگی است.ترکمن‌ها در اين روزگار دشوار گذر آسيب ها، رنج ها و ملامت ها که در آن آبی از خون دل نوشيده می شد، دربيمگاه رنگ ساييده و بی‌سامان خود در عصر تضاد‌های اجتماعی زندگى مى كردند . هستی ادبيات ترکمن ازتهييج فرهنگی بود که سرچشمه ى آن در درون اين خلق است. ترکمن‌ها به حوزه ى فرهنگی بزرگ ايرانی – ترکی آسيای مرکزی تعلق دارند.

بررسی روند پيدايش طنز منظوم در ادبيات ملی ترکمن، امکان کاوش بسياری از پرسمان هايي را که دارای اهميت تئوريکی هستند، می دهد. اين امر پيش از همه سبب خواهد شد تا واقع گرايی در ادبيات ملى تركمن شكل يافته و مطرح شود و اين خود موجب رشد و بالندگی طنز منظوم در ادبيات تركمنى خواهد شد . برای اين امر، بررسى چگونگى شكل گيرى سنن حماسى و ملى ، همكارى فولكلور ملى و ادبيات در مراحل گونا گون تكامل آنها ، شناختچگونگى همكارى ادبيات ملى با ادبيات غير ملى كه خود موجب تكامل ادبيات ملى نيز مى شود ، امرى بايسته است .

علم ادبيات به مثابه ى حربه ى مبارزات اجتماعی ، بيانگر اوضاع جامعه و مواضع نويسنده نسبت به اين امور است. مبارزه نقش تربيتی بزرگ ادبيات را در زندگی اجتماعی معين میکند. مواضع اجتماعی و سياسی نويسنده حتی در سيمای طبيعت نيز بيان می گردد. موضوع عينی ادبيات چيزی جز طرح خودويژگی انسان و رابطه ى همه جانبه ى او با جامعه و طبيعت نيست.

همه ى پديده های متنوع طبيعت و اجتماع ، همچنين رابطه ى مردم بااين پديده ها در ادبيات بازتاب می يابند. يکی از پارامترهاى تعيين کننده ى ادبيات که پيشرفت آن را مشخص می کند، پيوند ناگسستنی هنرمند با زندگی توده های مردم است. پيوند با مردم به هنرمند، خلاقيت بخشيده ،به تفكر هنرى او نير مى دمد.

كنه رسالت ادبی کمينه، خلاقيت نوين او در ساختِ طنز منظوم در حيطه ى ادبيات ترکمن و سخن سرای تهى دستان بودن است. آثارکمينه درعين سادگی خود ، دارای انتقادات شديد عليه نابرابری های اجتماعی است. وی می کوشد در اشعار و طنزهای خود رويدادهای واقعی زندگی مردم برگشته بخت جامعه ى خود را بازتاب دهد. انگاشت وی از بازتاب واقع گرايانه ى واقعيت زندگی غيرتاريخی و ضد تاريخی نيست. آثار و غزل های عاشقانه ی کمينه که عمرى بيش از يک سده درميان مردم ترکمن دارند در جمهوری ترکمنستان به زبان های مختلف ترجمه شده است. از غزل های عاشقانه ى اين شاعر می توان اشعار «ازاندوه تو» و «زلف تو» را نام برد.

از آثار اين شاعر گفتارسنج و استادِ بی همتای طنز ترکمن ، اپراهای مختلفی در جمهوری ترکمنستان شوروی سابق ساخته و اجرا گرديده است. ازجمله ى اين اپراها می توان به ساخته های ”و.موهادف” و ”شوپوشينيکف” به نام «کمينه و قاضی» و کمدی «کمينه» از ”ب. آمانف” اشاره کرد. کمينه شاعر و طنزپردازی فراخ بين، کاونده، جويای حقيقت و سازش ناپذير است ، کهمهم ترين بخش اجتماعی آثار او ستيز با مالکان فئودال ، افشای بيدادگری و جولان گری های خودکامان و فئودال های بدنهاد و بدنژاد زمانه ى خودِ او است. جانمايه ى اين بيدادگری ها راشاعر در آثار خود چون : «فقر» ،«تهی دست» و «قاضی من» کاملا بازتاب می دهد.

شاعر و طنزپرداز ما در برابر تفرقه اندازی و بدبينی ميان ملت ها که فرآورده ى گنديده ى جهان ستم و سياست ستمگران زمانه است، خواهان اتحاد مردم در برابر شاهان ايران، اميران بخارا و خان های خيوه است. کمينه خواستار آسمانی زيبا و بامگاهی آرام برای مردم است.وی طنزپردازی است گزيده سخن ، در جويش و پويش آفرينندگی و آگاه از محيط اجتماعی خود. او از کسانی نبود که واقعيت را با ترازبندی های کژانديشانه و واژگونه بيارايد و خوشبختی را برای مردم در ورای گور نويد دهد. شاعری با تجربه ى اجتماعی که چکامه هايش در ساختِ زندگیاجتماعی يافت مى شوند. زايش و پيدايشِ «آرمان های انسانی» کمينه نه با دستواره ىسحرآميز جادو، بلکه در هنر سخن سرايي او به مثابه ى اعتراض در برابر حقارت اجتماعی توده ها و در نبرد با جهان ستمگر و غيرانسانی است و با برندگی انکار ناپذيری برای برابری و عدالت و عليه بيداد سخن می راند.

در نوشتارهای کمينه ، بسياری از پيشامد ها و رخدادها يادآور لطايف ملی هستند و به سنن فولکلور ترکمن بر می گردند. از اين رو فرا گرد پژوهش عميق زندگی مردم در تکامل تاريخی آن از يک سو ، بهره مند شدن اسلوب هنری و بارز کمينه برای ترسيم حقيقی واقعيات از سوی ديگر نشانه ى تداوم روش واقع گرايی در ادبيات ترکمن است.

برای انديش وران و پژوهش گران روس سده ه ى نوزده ، کمينه نامی آشنا بود. ازجمله شاعر برجسته ی تاتار،”کايوم ناصری” ( ۱۹۰۲- ۱۸۲۵) که عضو انجمن باستان شناسی ،تاريخ و مردم شناسی دانشگاه” قازان” بود در نوشتار خود به نام « مقاله ى کوتاه تاريخی ادبيات خاور» درباره ى کمينه چنين می گويد: «… تمامی خاور مسلمان ، شاعر و فسانه گوی ، کمينه را می شناسد». ”نيکلای ايوانويچ آشمارين” (۳۳-۱۸۸۰ ۱۹) ، نويسنده ى روس و استاد ”تورکولوگ چواشيايی” در يکی از نوشته های خود با چنين سخنانی کمينه را معرفی می کند: «… و کمينه افشاگر پرشور بی عدالتی و جوينده ى حقيقت برای تهى دستان است». [ نسخ خطی بنياد انستيتوی علمی پژوهش زبان ، ادبيات ، تاريخ و اقتصاد چوواشيا ( شهر چبوک ساری ) ج . ۳۴۵ ، ص . ۸۲ .]

”ميخاييل يوگرافويچ سالتيکف شچدرين” هجونويس بزرگ روس که ارزش بسياری برایادبيات و چکامه سرايان ترکمن قايل بود ، در پاسخ به نامه ى همکار سابق خود ”آرته ميف” به تاريخ ۱۵ فوريه سال ۱۸۶۱ چنين می نويسد:

«… برای من شاعر، کمينه نيز به همان سان جالب به نظر می آيد…ما چيزهايی درباره ى «ليلی و مجنون» و «هزار و يک شب» شنيده ايم و همين. بر اساس نامه ى شما، کمينه ، شاعر مظلوم و توهين ديده ى مسلمان است. در اين صورت اين موضوع ، سه چندان جالب است [ بايگانی ايالتی شهر کالينين ، بنياد دفتر فرماندار شهر تور سال۱۸۶۱].

وظيفه ى واقعی کمينه مانند هر نويسنده ى واقعی در اين نبود که انسان يا پديده ى مشخصی را تصويرکند، بلکه در آن بود که در سيما و نمودگارهای خود ، شناخت و ارزش ژرف اين انسان را بيان دارد و تلاش می ورزيد که جهان زندگی انسانی يا چگونگی جهان درونیانسان يعنی تاثرات آن را بشکافد. کمينه ، بيان گر شکل گيری منطقی و تکامل ساخت ادبیدر شکل طنز منظوم ، در گستره ى ادبيات ترکمن است.

طنز اجتماعی و منظومِ در آثار کمينه دارای سبک بارز خود اوست و خصوصيات عينی برایداوری جامعه در آن وجود دارند. هنر سخن و گفتار ، اين است ؛ فراى وظيفه ى طنز اجتماعی که هجونويس بزرگ ما به راستی از پس آن بر آمده است. آثار کمينه کيفيت نوينی را در بلوغ ادبيات ترکمن آفريد و بر پيکر آن دمی نو دميد.

در حيطه ى ادبيات ، گسترش بيشتر عرصه ى کار طنز به غنی سازی شيوه ى هنری ، ژرفش روان شناختی ، بازتاب پيوند جزء وکل و به تکامل زبان ادبی کمک می کند. طنز اجتماعى و منظوم مى تواند ابزار مناسبى براى طرح مسايل و مشكلات و نيز پيشنهاد راه حل براى رفع آنها در قالب يك ايدئولوژى همراه با زيبايى شناسى باشد . اين مهم ، با تكامل سبك و اسلوب طنز در رشد و تكامل ادبيات ، مؤثر خواهد بود .

شاعر ستم ديده ”محمدولی کمينه” نويسنده ى آثاری چون: «تهى دست» و «قاضی من» به دو دليل معروف است : شاعر مردم شوربخت بودن و طنز منظوم اجتماعی خود . گوهر انديشه ى كمينه در بازيگاه تاريخى عصر خود ، نه خيالبافانه وبی بنياد بود و نه دادوستد با تاريخ . بلکه در بلندپايگی شرافت انسانی در ستيز با جنايت حاکمان مستبد زمان بود .

کمينه يکی از شاعران انسان گرا، عدالت خواه و فئودال ستيز و مخالف روحانيان وابسته به فئودال‌هاست. کمينه به جناح دمکراتيک ادبيات ترکمن تعلق دارد. از اين رو ارزش ماندگاری خود را برای آيندگان درگم بيشه ی تاريخی از دست نداده است.

منبع: یاپراق

اشعار

تۆرکمن آیدیـم سـازلاریـن، دینگله سنگ، دیمیپ دینگله
دئیمــانیــنگ یئترلیک دأل، دِم آلمــان، دوْنگـیپ دینگـله
تۆرکــمن آیدیـم ســازلاری، دوشـونسِنگ دأری دِرمــان
درد-دن غوتاریلجاق بولسونگ، یارانگ دانگیپ دینگله
تۆرکــمن آیدیــم ســازلاری- حاپــا بولسونگ دینگـلتمز
بـأوه ک دِی بــی گنــاه بــوْل- گـنأنگـی یـۆووُپ دینگـله

شاهیر: عطا مراد آتابایف

اؤتدی

هوشنگ گیتدی هوشیم گیتدی
پأک یؤرک لی بیر ییگیت دی
عاجال اؤقین تیزدن آتدی
یار یۆره گین پارا لادی
***
آزات ایل دییپ قاسام ایچن
ناموس اۆچین سِردن گِچن
اؤز یوْلین ارکانا سه چن
ارکانا ارکک ییگیت دی
***
بؤیی بیر چنارا منگزش
یۆزی بیرگۆل زارا منگزش
کوی یی بیر آزادا منگزش
چنار بوی لی بیر ییگیت دی
***
میخمان بارسا گؤونی آچیق
سفرا یازیپ آچار ساچاق
چین ییگیت مردانا قوْچاق
گۆلر یۆزلی ییگیت اؤتدی
***
مرد ییگیده قونگشی بوْلون
أرلر بیلن سرداش گه زن
دوست لارینا قوْجاق گه رن
ایل گون سؤین ییگیت اوْتدی
***
آت قؤیدی چاقاسینا شورا
حاقیقات یؤلیـنی قؤرا
اؤز ایلینینگ حاقین سؤرا
حاقی سوْران ییگیت اوتدی
***
بوُگۆن منینگ عاقلیم حایران
ایل گون بوُ حادیسا گریان
ارکین قان داماردا جریان
آزات لیغا کۆیسأن اؤتدی
***
نیرده قالدی سنگ جه سه دینگ
اورتا یولدا می ماقصادینگ
گؤزل صحرانگ ـ آ یتمه دینگ
صحرانگ آرزوویندا گیتدی

دورنالار

دورنا گلیأر، دورنا گلیأر،

دورنا گلیأر خاطار- خاطار،

آق دورنالار یره باقیپ

یره باقیپ، گؤکدِن اؤته ر.

یۆزیأر اوْلار غانات گِریپ،

غانات گِریپ گؤک آسماندا،

یۆریأر اوْلار کیر- کیمیرسیز

آراسسا هم پأک آسماندا.

باریپ گِچن گۆیز آی یندا،

توْینوُق قوُروُپ گیدِن دورنا،

گینگ آسماندا گؤزۆمیزدِن

نوْقات بوْلوُپ ییته ن دورنا.

گؤرۆنگ ینه خاطار- خاطار

خاطار- خاطار بوْلوُپ گلیأر،

خوش هوْوالی یاز پاصلینی

غاناتیندا آلیپ گلیأر.

عطا مراد آتابایف

نـــــأکـس

نـــــأکـس لِــردن نسخـــه آلان

ایـــل ایچــیـنه پیتـــنه ســـالان

آدم بـــاری ســؤزی یــــــالان

بیــــر توْپــار بد زات گؤرینر

مختومقلی پیراغی

دانگ آتار

دانگ آتار جان, آتمازدان دانگ,

آینی یاش دا گچدینگ سن.

ییلدیز کیمین, اؤزایلینگ ده,

بلند یانیپ اؤچدینگ سن.

***

قالدی بؤگون اننگ ـ آتانگ,

دؤغان ـ غارداش ایل بؤلیپ.

یاقین ـ یادینگ حاللاری تنگ,

گؤزده یاشلار سیل بؤلیپ!

***

جننت ده دیر جایینگ سنینگ,

همرا بولسین ایمانینگ!

حویرقیزلاردیر تایینگ سنینگ,

یؤرک لرده آرمانینگ!

***

بؤ دونیأنینگ دردی کؤنه,

آیلارـ ییللار تیز اؤتر.

دیدارینگ دک سنینگ یؤنه,

حوکمأن ینه دانگ آتار!

گپی از نزدیک با باغشی اراز محمد شیرمحمدلی

 

موسیقی روح جامعه را تلطیف می کند

گپی از نزدیک با باغشی اراز محمد شیرمحمدلی

گفتگو از : آنا دوردی عنصری

اراز محمد شیرمحمدلی با اینکه هنوز دهه ی چهلم عمر خود را می گذراند اما از پشتوانه ی کارنامه هنری ۲۵ ساله بر خوردار است در این مدت با بهره گیری از استعد اد خارق العاده درخوانندگی و به لطف صدای گر م و خوش خود توانست جایگاه ویژه ای در میان باغشی های ترکمن کسب کند. این امر بویژه زمان ی نمو د پیدا می کند که حاصل فعالیت های هنری او را در داخل و خارج کشور بصورت لوح های تقدیر، لوح زرین و کسب جوایزویژه و مقام های اولی در جشنواره های مختلف و معتبرداخلی مشاهد ه می کنیم. او حقیقتأ کلکسیونی از افتخارات را دارا است. این همه، زمانیکه با فروتنی و خضوع معنوی و ی عجین میشو د شخصیتی هنرمند در برابرت عینیت پیدا می کند که بی اختیارشاخصه های یک هنرمند اصیل را در او می بینی. چند روز قبل به دیدارش رفتم وگله کردم که چرا از مصاحبه شانه خالی میکند و اضافه کردم همه ی دست اندر کاران موسیقی سنتی ترکمن وظیفه دارند با ویژه نامه ای که در دست تهیّه است از نزدیک همکاری نمایند. می دانستم که فروتنی بیش از حد ا و مانع این کار است. با این حال راضی اش کردم درفرصتی گپ و گفتی مختصری با هم داشته باشیم که قبول کرد چند شب بعد دیدم آمد، در حالی که به وضوح میشد دید در چهره مهربانش خضوح نجیبانه ای را دید بعد از تدارک چای گفتم برای شروع از خودت بگو ، چند سال داری و چگونه موسیقی را انتخاب کردی خودشرا جمع و جور کرد ، انگاری برای خواندن آماده می شود لبخندی بر گوشه ی لبانش نشت و آرام لب گشود:

” اراز محمد شیرمحمد لی هستم متولد ۱۳۳۶ گنبد کاوس، حدود ۲۵ سا ل است حرفه ی باغشی گری مشغولم البته کارخوانندگی ر ا ا ز سال ۱۳۵۹ با شرکت در جشن عروسی دوستم دکتر مجید تکه آغاز کردم دایی ام نوازنده ی دوتار بود ومنزلش محل تجمع و محفل اهل موسیقی بنابر این از کودکی با نوای دوتا ر بزرگ شدم طوری که موسیقی برایم جذبه داشت و علاقمند م می کر د د ر ادامه با گوش سپردن به رادیو گرگان و رادیو عشق آباد روحم را سیراب می کردم با گذشت زمان اینکار آنقدر تکرار شد که بتدریج گوشهایم به ظرائف مضرابهای دوتار و موسیقی خو گرفت روندیادگیری ام به این شکل شروع شد.این روند در بر خورد با باغشی های منطقه، مرحوم استاد نظرلی و…. سرعت و عمق بیشتری گرفت سپس نزد دکتر یمرلی به اتفاق رجب راوشی آموزش دوتار و موسیقی را پی گرفتم و به مرحله ای از پختگی رسیدم که از سال ۶۱ مجددأ ورسمأ خوانندگی درمجالس و محافل را آغاز کردم که تاکنون نیز ادامه دارد مکثی می کند و نفسی میگیرد مثل اینکه چیزی یادش افتاده باشد صحبتش را ادامه می دهد …. من در سبک آخال تکه می خوانم البته درسبکهای دیگر نیز خوانندگی می کنم این را گفت و سکوت کرد. حالت چهره اش تغییر کرده بود گویی در دریای موسیقی غوطه می خورد علیرغم میلم دنیایش را شکستم ، پرسیدم از فعالیت هنری ات … تعریف کن، همکاری با اداره ارشاد گنبد ، گروه موسیقی و جشنواره ها… رؤیایش رابهم زده بودم چهره اش حالتی دیگر گرفت و به دنیای واقعی برگشت: از سال ۶۴ که همکاری خود را با اداره ی ارشاد گنبد آغازکردم ؛ فعالیت هنری ما با تشگیل گروه موسیقی ترکمنی شکل و مضمون جدیدی بخود گرفت ابعاد فعالیت ما وسیع تر وعمیق ترشد از همان سال مرتبأ در جشنواره های سراسری موسیقی فجر شرکت میکردیم و به لطف اجراهای خوب واصولی موسیقی ترکمن را در معرض دید و قضاوت کارشناسان و هنر دوستان می گذاشتیم. موفقیت های زیادی کسب کردیم و جوایز زیادی گرفتیم. مسئولین و کارشناسان موسیقی نیز ما را تشویق وحمایت میکردند. بنظر آنها موسیقی سنتی ترکمن نسبت به سایر اشکال موسیقی از انسجام، پیچیدگی وغنای هنری بسیار برخوردار بود. گروه موسیقی ترکمنی آزادی در نتیجه این موفقیت ها تشکیل شد. موفقیت های ما و تشکیل جشنواره های متعدد داخلی انگیزه ما را در توسعه واشاعه موسیقی افزایش می داد وعلاقمندی جوانان را بیشتر می کرد. این امر باعث شد که در ادامه کلاس های آموزشی موسیقی ترکمنی نیز دایر شود که با استقبال علاقمندان بویژه جوانان مواجه شدیم. این کلاسها کماکان با سرپرستی دکتر مجید تکه و عبدالغفار گلدی نژاد فعالیت دارد اینجا صحبتش را قطع می کنم و می پرسم آیا این فرایند بنظرت در توسعه های موسیقی ترکمن می تواند موئژ باشد؟ از فرصت استفاده کرده و پیاله چای را که دیگرخنک شده بود سر لاجرعه سر می کشد. از چشمانش برقی از رضایت ساطع می شود با حرارت بیشتری سخنش را پی می گیرد: من فکرمی کنم که بعد از انقلاب به دلایل گوناگون موسیقی ترکمن یک فرایند رشد را طی کرده و در تکنوازی و در خوانندگی بلحاظ تکنیکی و اصولی رشد چشمگیری داشته است.

نوازنده ها و خواننده های ما نسبت به همتایان خود در قبل از انقلاب کاملآ از سطع توانایی بالایی برخوردار هستند. این همه بدلیل باز شدن فضای فعالیتی در حوزه موسیقی است. رشد وسایل ارتباط جمعی، دسترسی به تلویزیون عشق آباد ارتباط نزدیک با ترکمنستان و سفرهای متقابل هنرمندان دو کشور ارتقاءسطع سواد موسیقایی، جشنواره های متعدد موسیقی قومی تحقیقات علمی مدون در زمینه موسیقی قومی و…. همه و همه دلایلی هستند بر رشد و توسعه و فنی موسیقی ترکمن . اما در ارتباط با چگونگی استقبال عمومی باید بگویم که هنوز بویژه در بین جوانان زمان نیاز دارد تا موسیقی سنتی راجا بیاندازند … البته درحال حاضر نیز در محافل و مجالس، موسیقی سنتی شنوندگان و علاقمندان خاص خود را دارد. درمجموع روند، یک روند روبه رشد وامیدوار کننده است فقط همت و تلاش جمعی دست اندرکاران را می طلبد که عاشقانه کار کنند و خسته نشوند.

به اینجا که می رسد مکثی می کند و نگاه محجوبش را به چشمانم می دوزد و می گوید: می دانی کار موسیقی کار با ارزشی است موسیقی روح جامعه را لطیف می کند…… و سکوت می کند ….. سکوتش معنی دار است. انگار به عظمت کار و رسالت موسیقی در تلطیف روح جامعه می اندیشد….. رشته افکارش را پاره می کنم و می پرسم. خوب دراین میانه نقش دولت و نهاد های دولتی را چگونه می بینی دولت در این بین نقش حمایتی و پشتیبانی کننده را دارد. تشکیل جشنواره های موسیقی مسابقه ای به ویژه در سطع سنی زیر ۲۳ سال. حمایت تدارکاتی از انجمن های موسیقی، حمایت از پیشکسوتان موسیقی که اکنون پیر و از کار افتاده شده اند، مثل بیمه کردن هنرمندان، تعیین مقرّری ماهیانه و…… انتظار اینست که در انجام این رسالت که بر دوش اهالی موسیقی است نهاد های دولتی و غیر دولتی ما را تنها نگذارند…. پاسی از شب گذشته است و خسته از کار روزانه. لذا آخرین سئوال را می پرسم و نظرش را در مورد بر گزاری جشنواره موسیقی سنتی ترکمنی در کلاله جویا شدم. مسرّت خود را پنهان نمی کند، با رضایت می گوید: جای خالی اینگونه جشنواره ها در منطقه کاملأ محسوس است اینگونه مراسم حداقل سالی یکبار باید بر گزار شود. برگزاری مستمر ای جشنواره ها و بویژه شرکت جواناندر آن می تواند عامل پیشبرنده اشاعه موسیقی ترکمن باشد. می گویم و در آخر پیامی اگر داشته باشی . می گوید پیام که نه امّا پیشنهادم اینست که برای شرکت در جشنواره از فعالین موسیقی سایر اقوام که در همسایگی ما هستند مثل شمال خراسان ،علی آباد و… همچنین از حامیان موسیقی نواحی مثل محمد رضا درویشی حتمأ دعوت کنید. صحبتش را که تمام می کند بی تکلّف بر می خیزد و رخصت رفتن می طلبد. همانگونه که ساده وبی آلایش آمده بود خداحافظی می کند و می رود. و من خوشحال از اینکه توانسته ام سخنانش را ثبت کنم.

شمّه ای از فعالیت های هنری باغشی اراز محمد شیرمحمد لی

۱ ـ دیپلم افتخار در سومین جشنواره سراسری موسیقی فجر

۲ ـ دیپلم افتخار چهارمین و پنجمین جشنواره سراسری موسیقی فجر

۳ ـ لوح زرّین و جایزه ویژه گروهی جشنواره و خواننده بر گزیده در دو سال متوالی ۶۸ ـ ۶۷

۴ ـ شرکت در کلیه جشنواره های موسیقی فجر، هفته وحدت، دفاع مقدس و همایش های موسیقی در

استان های کشور.

۵ ـ مسافرت های خارج از کشور به ترکمنستان ، آلمان ، هلند ، انگلستان به منظور شرکت در

فستیوالهای موسیقی.

۶ ـ شرکت در فیلم «سکوت» ساخته محسن مخملباف.

برگرفته از فصلنامه یاپراق سال ۱۳۸۱

تهیّه و تدوین: پاراخات

عناوين :

– عضو گروه موسيقي آزادي گنبد
-عضو انجمن نوازندگان ايراني
– دارنده كارت رتبه اول موسيقي مقامي محلي در ايران از انجمن نوازندگان ايران

شركت و اجراها :

-شركت در جشنواره هاي موسيقي كشورهاي تركمنستان – آلمان- هلند- انگلستان و فرانسه .
– بازي در فيلم سكوت به كارگرداني محسن مخملباف در كشور تاجيكستان با موضوع موسيقي و طبيعت
– اخذ جايزه ويژه جشنواره موسيقي فجر در سال هاي ۶۷ و ۶۸ در رشته خوانندگي

جوايز :

– لوح زرين از جشنواره سرود و آهنگ هاي انقلابي بهمن ۱۳۶۴(اولين جشنواره).مقام اول خوانندگي
– ديپلم افتخار از سومين جشنواره سرود و آهنگ هاي انقلابي بهمن ۱۳۶۶
– ديپلم افتخار ازچهارمين جشنواره سرود و آهنگ هاي انقلابي بهمن ۱۳۶۷
– ديپلم افتخار و لوح زرين و مقام دوم خوانندگي ازپنجمين جشنواره سرود و آهنگ هاي انقلابي بهمن ۱۳۶۸
– لوح تقدير از ششمين جشنواره سرود و آهنگ هاي انقلابي بهمن ۱۳۶۹
– ديپلم افتخار از جشنواره فرهنگي پاريس – فرانسه سال ۲۰۰۷
– تقدير نامه از دانشگاه تهران بمناسبت اجرا ئ موسيقي بزرگداشت مختومقلي
– تقدير نامه از ستاد بزرگداشت ” شب هاي تهران ”
– لوح يادبود اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي مازندران
– لوح ياد بود از جشنواره موسيقي سنتي تركمني NGO فرهنگي و هنري مختومقلي در شهر كلاله ۱۳۸۰
ده ها ياد بود و تقديرنامه از مراسم و جشنواره هاي استاني و كشوري

Minnesanteckningar från samlingen i Bergum

Jemshid öppnar mötet med det att förklara det turkmenska kulturföreningen I
Göteborg som var verksam sedan 1986 fram till 2012som upplöst. Detta på
grund av att föreningen var ej aktiv under 2011 och vid det sista inbjudan till
årsmöte , anslöt sig bara dåvarande styrelse ledamöter o några få medlemmar.
På mötets agenda stod dessa centrala frågor:
– om närvarande personer på mötet känner behöver av att det ska finnas ett
turkmensk kulturföreningen?
-finns det intresse bland närvarande personer på mötet att kandidera sig till
styrelse ledamöter.
– vilken riktning och målsättning ska turkmenska kulturföreningen ha i
fortsättningen.
– om det finn eventuellt grund och behov av det gamla föreningens stadgar ska
uppdateras.

Diskussioner om ovan nämnda punkter ledde till att:
-mötes deltagarna fattade beslut att välja ny styrelseledamöter.
-att det nya styrelsen ska utifrån gemensamma intressen, åstadkomma
aktiviteter som ska bevara turkmenska kulturen och väcka och stärka det
turkmenska identiteten bland det unga generationen.

Det kom även på tal att ta nytta av erfarenheterna som man har haft från åratal
av förenings arbete, bl.a. att:
-föreningens aktiviteter ska inte bara axlas av styrelsen , utan alla medlemmar
ska ta del av de praktiska ansvaret, så som planering och utförandet av
aktiviteter.
– att det ska planeras aktiviteter i mån av befintliga fysiska resurser.

Mötesdeltagares val resultat blev som följande:
Styrelse: Rahim, Jamileh, Elmaj, Jemshid, Nasjan.
Suppleanter: Hosein, Orral.
Revisor: Mati.

Alla mötesdeltagare som deltog i val processen, antogs som medlemmar av den
ny startade turkmenska kulturföreningen I Göteborg.

Styrelsemöte den 29:e november 2014

Turkmenska kulturföreningens Styrelsemöte den 29:e november 2014, via skype

Närvarande: Elmaj, Jamshid, Nasjan och Rahim

§ ۱ Mötets öppnande

Jamshid hälsade alla välkomna och förklarade mötet öppnat.

§ ۲ Kommande åtgärder

Styrelsen diskuterade föreningens nuvarande situation. Slutsatsen blev att föreningen befinner sig i en passivt läge.

Styrelsen kommer att gå igenom stadgar, och föreslå eventuella ändringar i diskussion med alla medlemmar och därefter fatta ett beslut.

§ ۳ Antal medlemmar

Styrelsen beslutade att fastställa antalet medlemmar.

§ ۴ Medlemsavgift

Styrelsen fastställde ordinarie medlemsavgiften till 50:kr/månad/medlem. Medlemmar mellan 18 –۲۶ år, pensionärer, asylsökande och studenter betalar 25:kr/månad. Och den som är under 18 år är avgiftsfri. Medlemsavgiften betalas varje halvår.

§ ۵Aktivera hemsida

Föreningen är i behov av en aktiv hemsida.

§ ۶ Nästa Styrelsemöte

Styrelsen beslutade förlägga nästa Styrelsemötet hemma hos Nasjan lördag den 6:e december 2014 klockan 12.00

آرشیو 2008

اتصمیم گرفتم به یک محله یا روستای ترکمن نشین بروم و از تک تک بچه ها در مورد خواسته ها و آرزوهایشان بپرسم . با تشویق آقای قوجق این تصمیم را عملی کردم . به یکی از روستاهای اطراف گنبد رفتم ، در ابتدا به سراغ چند پسر بچه که مشغول بازی بودند رفتم

گزارش مراسم هفته مختومقلی در گوتنبرگ
شیدیب داغ اوستونده داغ بولده اوتور

مختوم قلی گؤونه قایغی گتیرمه
بو بیر ایش واغتی دیر اوزینگ ییترمه
سوزیم آنگلان یوق دییپ اۆم سۆم اوتیرمه
جهان گینگ دیر چندان بیلن ده باردیر
شاهیر ستار سوقی
شاهیر دوستوم عایدی اونق ینگ عزیز اوغلی دانگ آتار جانینگ نایینجار اؤلومینه باغیشلایارین


سنگ نیه تینگ
آتیرجاقدینگ دانگ لاری ١،
منگ نیه تیم

گتیرجکدیم یازلاری ٢.

دانگ آتار جان, آتمازدان دانگ
آینی یاش دا گچدینگ سن
ییلدیز کیمین, اؤزایلینگ ده
بلند یانیپ اوچدینگ سن
>نگارش:میرفاتح زکیف
ترجمه: دکتر رحمت قاضیانی

قدیمیترین اثار زبان ترکی در زبان سرخ پوستان امریکا و احتمالا قدیمیترین نواحی ترک زبان
چون مایاهای امریکای شمالی از جهات متفاوت ترکها را به خاطر میاورد، بعضی دانشمندان مایا ها را ” پراترک” (ماقبل ترک) بحساب می اورند.بنظر ما برای نفی یا اثبات هر مدعائی لازم است که مطالعات تطبیقی دقیقی از نظر زبان شناسی تاریخی ،باستان شناسی ، انسان شناسی، افسانه شناسی،و هنری این انسان ها داشته باشیم
>نگارش:میرفاتح زکیف
ترجمه: دکتر رحمت قاضیانی
معمای پیدایش خوارزمیان

پارتی های قدیم در اینده ترکمن نامیده شده اند.بظاهر، ترکمن های هامسین در شرق خلیج فارس،عراق،و ترکمن های سوریه از ان زمان ها،یعنی از زمان هائی که پارتی ها ، وسعت زیادی را در خاورمیانه و اسیای مرکزی در تصرف داشته اند مانده اند
نوشته: گرازیانو بوچولین
ترجمه: دکتر رحمت قاضیانی
تمد نی شرقی در ایتالیا، قبل از شکل گرفتن امپراطوری روم

قبل از شروع تاریخ روم باستان در ناحیه شمال غربی سرزمین فعلی ایتالیا حکومت بسیار پیشرفته ای بود که انرا حکومت اتروسک ها وسرزمین انها را” اتروریا” می نامیدند.انها از هزاران سال پیش تمدن بسیار درخشانی را پایه ریزی نموده بودند،که در ،هنر،علوم ریاضی،مهندسی، فلزشناسی،نقاشی،مجسمه سازی،ساختمان،ابشناسی وسایر علوم پیشرفت قابل توجه ای پیدا کرده بودند
هر گونیگیز بهار بولسین

مهمان عزیز انجمن آقای ایوب گرکزی شاعر و طنز پرداز ترکمن را به جایگاه دعوت کردند که با تشویق حاضرین روبرو شد و آقای گرکز ی نیز رباعیات زیبا و اشعاری طنزآلود با مضامین مختلف را به سوغاتی آورده بودند که با با حضور وی در جایگاه سکوتی بر فضای سالن حاکم شد
دکتر ناظیم براتلی
ترجمه: دکتر رحمت قاضیانی
>ترکهای قبرس
ترکمن هائی که اسب سورای را فراموش کرده اند

امروز وقتی ما از ترکهای قبرس صحبت می کنیم، ما ترکی محاوره ای بخصوصی را می بینیم که تمام خصوصیات زمان داستان های دده قوقوت در قرن ١٢ را در خود دارد. زبان محاوره ای قبرس، لغت های فراوانی از زبان محاوره ای ترکمنی در خود دارد که در زبان محاوره ای استانبولی فراموش شده است

دورنالار
>عـؤض تاغان کأتبی
آغزآلالیق آغیر ایله یاراشماز

آغـیزلاری بیر گرک دؤلتلی ایلاتـا

آغــزآلالیـق آغـیـر ایـله یاراشماز
ایش اؤتـنـدن قلیپ، داد بیلن بی داد

سونگوندان افغان- ناله یاراشماز

>نیکولای دوبرانرافوف
ترجمه: عطا مراد آتابایف

دوستلوق
>قربان گلدی آهونبر

سِــیـــل اِده لینگ بوُ جهــانـــا

بو جهاندا، گنگ زات گؤرینر

آتـــالار یـــــوْلــــین ییتـیره ن

آغــــیز آلا، ایـــلات گؤریــنر

>مختومقلی پیراغی

نـــــأکـس لِــردن نسخـــه آلان

ایـــل ایچــیـنه پیتـــنه ســـالان

آدم بـــاری ســؤزی یــــــالان

بیــــر توْپــار بد زات گؤرینر
دوتار چیست؟
در خصوص رایج ترین ساز قوم ترکمن یعنی «دوتار» و اینکه چه وقت و بر چه پایه و اساسی بوجود آمده بلحاظ علمی هنوز اطلاعات تاریخی روشنی وجود ندارد. در پاسخ به این سئوال، خوانندگان و نوازندگان روایتی را که نسل اندر نسل حفظ کرده اند تعریف می کنند: اول بار شخص به نام «بابا قاممار» که مهتر اسب حضرت علی (ع) بوده دوتار را ساخته است